شيخ حسين انصاريان

119

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

حقيقت نمىدانند مگر راسخان در علم ، از آنها نيز اندك . پس حقير خود را به قدم‌هاى شيخ مدرّس انداخته و گفتم : اى پدر روحانى ! تو از همه كس بهتر مىدانى كه اين حقير از بدايت عمر تا كنون در تحصيل علم كمال انقطاع ( اميد ) و سعى را دارم و كمال تعصّب و تديّن را در نصرانيّت دارم ، به جز در اوقات صلاة و وعظ ، تعطيلى از تحصيل و مطالعه ندارم ، پس چه مىشود اگر شما احسانى نماييد و معنى اين اسم شريف را بيان فرماييد ؟ ! شيخ مدرّس به شدّت گريست بعد گفت : اى فرزند روحانى ! واللَّه تو اعزّ ناسى در نزد من و من هيچ چيز را از شما مضايقه ندارم ، اگر چه در تحصيل معنى اين اسم شريف ، فايدهء بزرگى است و ليكن به مجرّد انتشار معنى اين اسم متابعان مسيح ، من و تو را خواهند كشت ! مگر اين كه عهد نمايى در حال حيات و ممات من اين معنى را اظهار نكنى ، يعنى اسم مرا نبرى ؛ زيرا كه موجب صدمهء كلّى است در حال حيات از براى من و بعد از ممات از براى اقارب و تابعان من ، و دور نيست كه اگر بدانند اين معنى از من بروز كرده است قبر مرا بشكافند مرا آتش بزنند ! ! پس اين حقير قسم ياد نمودم كه واللَّه العلىّ العظيم ، به خداى قاهر ، غالب ، مهلك ، مدرك ، منتقم و به حقّ انجيل و عيسى و مريم و به حقّ تمامى انبيا و صلحا و به حقّ جميع كتاب‌هاى مُنزَله از جانب خدا و به حقّ قدّيسين و قدّيسات ، من هرگز افشاى راز شما را نخواهم كرد ، نه در حال حيات و نه بعد از ممات . پس از اطمينان گفت : اى فرزند روحانى ! اين اسم از اسماى مباركهء پيغمبر مسلمين مىباشد يعنى به معنى احمد و محمّد است . پس مفتاح آن خانهء كوچك سابق الذّكر را به من داد و گفت : درِ فلان صندوق را باز كن ، فلان و فلان كتاب رانزد من بياور . حقير چنين كردم و كتاب‌ها را نزد ايشان آوردم ، اين دو كتاب به خطّ يونانى و سريانى قبل از ظهور حضرت ختمى مرتبت با قلم بر پوست نوشته شده بود و در دو كتاب مذكور لفظ